خرید بک لینک

من از ناکامل بودن و نتوانستن حرف میزنم

این بار رسما از شکست حرف میزنم

از شکست و نشدن علیرغم همه تلاشم

من انسانم و این انسان گاهی و اکثر اوقات باید اعتراف کند که خواستم،

تلاش کردم، صبوری کردم و نشد

نشد و حتی این نشدن رسما هم اعلام نشد به من

و دوستی که قطعا باید در این نام برایش تجدید نظر کنم

پرسید کدام رابطه دقیقا

احساس تمسخر

احساس حماقت

اینها همه اسامی هستند که به حس آدمها داده میشود

مهم نیست

میگذرد

این نیز میگذرد

من فقط ماندم برای حسم برای عشقم برای اینکه در آینده پشیمان نباشم از زود درجا زدن و رفتن

چون برای رفتن و وااکنش نشان دادن همیشه وقت هست

ولی این ماندن و این نیاز به ماندن برای جمع کردن توان رفتن برای دیگران قابل درک نیست

بخاطر همین میپرسند دقیقا کدام رابطه ؟!!!

و اینجاست که این آدمها هم با رابطه نداشته من خط میخورند از زندگیم برای همیشه

کسی که اینقدر احمق باشد که احساس همنوعش را درک نکند به درک برود

و برای من مهم نیست

اینجا و امروز باید برای محافظت از خودم هم که شده

حداقل برای خودم رسما این رابطه را تمام کنم

شاید قبلا هم نوشته ام و این تصمیم را گرفته ام

ولی آن روزها از سر لجبازی بود

و امروز از سر محافظت از خویشتن است

شاید دیگر نمیتوانم فشار را تاب بیاورم

باید خودم را بردارم ببرم جایی

جایی امن

کنار اننسانهای امن

که احساس دیگران برایشان تمسخرآور نیست

که وابستگی را میفهند

یا دست کم می فهمند

و به کسی بغیر از خودشان هم فکر میکنند

باید خودم را بردارم ببرم در آغوش بگیرم

بلکه بهتر شود

بلکه آرام تر شود

از شفا حرف نمیزنم

شفایی در کار نخواهد بود

از آرام تر شدن حرف میزنم

از فاصله

از .....

امروز امشب ساعت دقیقا 10 شب به وقت کانادا در تاریخ 14 دسامبر 2017 میلادی رسما تمام شد.

به این اتمام مومن بمان و نگذار آدمها دوباره با تو بازی کنند.

بپذیر تمام شده و به خودت احترام بگذار

اجازه نداده بیش از این به سخره گرفته شوی

اجازه نده بیش از این استفاده شوی

عزیزم

تا اینجا مهم نیست بر خودمات میبخشم دلم خواست

اگر دیوانگی کردم دلم خواست

اگر اعتماد چشم بسته به خصم خانگی کردم دلم خواست

ولی از امشب بس است

اعتماد و دیوانگی کافیست

برچسب: نویسنده: پارسا عابدی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 7:56

صفحه بندی