خرید بک لینک
چقدر روزهای خوشبختی زود تموم میشه حتی شش ماه هم نشد. من که کل اون روزها و لحظات رو قدر دونستم و برای هر ثانیه اش شکرگزار بودم. ولی بازهم تموم شد. بدون هیچ دلیلی.

شاید بشه گفت بهترین رابطه زندگیم بود. آرامش بخش ترین و عاشقانه ترین. حیف که تموم شد.

باورم نمیشه هنوز.

چطور تونست.

چطور تونستم.

انقدر رویای امریکا قوی هست.

که حتی درد تنهایی رو حس نکنی.

که حتی دلتنگ کسی که دوستش داشتی و هزار بار میگفتی نشی.

چه دنیای بی رحمی.

وقتی خوشبخی روزها مثل برق میگذره ولی وقتی تنها میشی انگار یه ساعت ثابت میشه.

تنهایی یه جور حسیه که هرچقدر هم با تجربه میشی هرچقدر هم تکرار میشه باز هم مثل روز اول درد داره. شاید هم بیشتر. چون دیگه میدونی چقدر روزهای تنهایی سخته. شاید بار اول هنوز ندونی چه اتفاقی قراره بیفته. این بار حتی میدونی چقدر اون خوشبختی حس خوب و قشنگی بود.

خیلی از اون روزها دوست داشتم بمیرم از خوشحالی ولی دیگه به روزهای تنهایی برنگردم.

نمیدونم چرا یه سری از آدمها قرارنیست هیچوقت این تنهایی رو تجربه کنن و در همون خوشبختی فریز شدن ولی ما هنوز هی باید برگردیم به زمین خودمون.

دلم میخواد فکر کنم که تو برمیگردی اینجوری آرامش دارم ولی احساس میکنم دیگه برنخواهی گشت و تموم شده همه چی اونوقته که دیگه واقعا صبرم تموم میشه احساس بی حاصلی میکنم و هیچ گریزی نیست.

امروز مثل هر روز بارها برای خودم فال گرفتم و بارها اومد که نمیشه خدایا ای کاش وجود داشتی.

امان از روزهای تعطیل وقتی تنهایی. غم انگیزترین و دردناک ترین روزهان. ولی وقتی تو بودی چرا اصلا روز تعطیل نداشتیم چقدر خوب بود.

دوباره گریه دوباره غم دوباره تنهایی

خدایا تا کی

خدایا اصلا وجود داری؟!!!

برچسب: نویسنده: پارسا عابدی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 7:31

صفحه بندی